شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٨ - مقدمه
تشكيل مى دهد در بخش دوم گفته آمده و زمانى شمه اى از بخش دوم اين مذاكرات كه تبيين معرفت دينى محور اصلى آن است , در بخش نخست مورد بحث قرار گرفته است
و سر آن اين است كه معرفت درجه دوم كه در بخش دوم مورد نظر است گرچه از لحاظى سايه افكن بر معرفت درجه اول است , وليكن از اين جهت كه علمى استدلالى است و داراى مبانى و مبادى و مسائل مخصوص به خود مى باشد , قطعا به حكم معرفت درجه اول محكوم بوده و از قلمرو داورى آن بيرون نيست , كه در اين باره به تفصيل توضيح خواهيم داد پس اگر معرفت شناسى معرفت شناس مورد نقد فيلسوفانه قرار گرفته هرگز حدود و مرز اين دو حوزه رها نشده است , زيرا محكوم از حيثى حاكم است و حاكم نيز از لحاظى محكوم خواهد بود
در اين مجموعه بارها به تفكيك طولى اين دو معرفت درجه اول و دوم و به اشراف متقابل اين دو بر هم اشاره شده و در موارد لزوم نيز به جوهر بحث و سنخ اول و يا دوم بودن معرفت تصريح شده , تا آن كه جامعيت گفتار به پندار خلط دچار نشود و براهين آن به ورطه مغالطه نغلتد
[ صراط مستقيم] تنها راهى است كه سالك را به مقصد مى رساند , و بايد دانست كه هم يافتن و درك آن سخت است , چون باريك تر از مو است , و هم پيمودن آن از ادراك آن سخت تر , چون از شمشير تيزتر است پس درك و طى اين راه , موشكاف نستوه مى طلبد تا در تشخيص آن از گزند نسيان مصون باشد و در طى آن از آسيب عصيان در امان , و كسى كه از اين دو ركن يا يكى از آنها محروم باشد راه به جايى نمى برد
از سويى چون ادراك واقع ممكن است نه محال , بر سالك است كه اولا , راه وصول به آن را بيابد و ثانيا , بر آن راه حركت نمايد تا به ديدار مقصود نائل گردد بر اين اساس راه نيل به مقصود , معصوم است , گرچه سالك زمانى به گزند خطاء در تشخيص و گاهى آسيب عصيان در پيمودن