شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٦٦ - فصل سوم مبادى تصورى و تصديقى مساله قداست
سودمندى كه مايه تشويق دين است تحت يكى از عناوين سه گانه آن حديث معروف مندرج باشد ضمنا احتمال تلفيق هم مطرح است , كه برخى از علوم سودمند تحت بعضى از عناوين سه گانه مندرج باشد و بعضى از علوم نافع ديگر با تقييد اطلاق مفهوم زمينه اضافى بودن حصر را فراهم كند
حاصل آنكه معرفت دينى حتما از قداست به معناى اول برخوردار است , و به همين دليل كسى با آن مخالف نيست , لذا از حوزه بحث كنونى بيرون مى باشد قداست به معناى دوم هم خارج از بحث است , زيرا حجيت نصوص يا ظواهر يا مقتضاى اصول عمليه يا قواعد فقهيه براى مجتهد و نيز حجيت فتواى مرجع تقليد براى مقلدان مورد انكار كسى نيست , و اگر اختلافى در آن باشد به علوم درجه اول بر مى گردد كه عهده دار اثبات يا نفى حجيت امور ياد شده است , نه به دانش درجه دوم يعنى معرفت شناسى كه نظر تحليلى پيرامون تحول و ارتباط هويت هاى جمعى و جارى مسائل هر علم با يكديگر و مجموع آنها با علم بيگانه را بر عهده دارد اما قسم سوم كه در عين كرامت علمى و حجيت عملى و جامع بودن نسبت به كمال اول و دوم , از جايگاه ويژه اى برخوردار است كه هيچكدام از معانى اول و دوم واجد آن نيستند , مهم ترين محور سخن معرفت شناسى را تشكيل مى دهد
قبل از ورود در حوزه اثبات قداست يا سلب آن از معرفت دينى فقيهان و فتواى مجتهدان بارع و عادل لازم است به معناى ديگر قداست كه به منزله قسم چهارم آن است توجه شود زيرا عنايت به آن در اصل بحث سهم قابل اعتنايى دارد و آن اين است كه قداست به معناى نقد ناپذيرى است و شى مقدس منزه از انتقاد مى باشد چون حق است و مشوب به باطل نيست , مجالى براى نقد آن هم نخواهد بود , و چيزى كه نقد پذير است مقدس نيست قداست به معناى اخير براى دين و شريعت ثابت