شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٧٣ - فصل چهارم احياء معرفت دينى
شديدا من لدنه و يبشر المومنين الذين يعملون الصالحات ان لهم اجرا حسنا
| ]( كهف | ١٠٢ چنين بر مى آيد كه چون عوج و كجى براى قرآن نيست لذا توان قيم |
روشن است كه هر چه معرفت دينى به خود دين نزديك تر و با آن مطابق تر باشد , سهم بيشترى از حيات خواهد داشت چنانكه هر چه از او دورتر و با آن كمتر مطابق باشد سهمش از حيات اندك تر خواهد بود لذا , هر اندازه تفكر دينى زنده شود جامعه انسانى نيز به همان ميزان زنده خواهد شد , و هر مقدار كه يك تفكر دينى از آب زندگى بى بهره باشد جامعه بشرى نيز همانقدر جهات انسانى و الهى خود را از دست خواهد داد
تاكنون سه اصل واضح شد , اولا دين خداوند همواره زنده است و قيوم , ثانيا تفكر دينى حيات خود را از تقرب به دين دريافت مى كند , و معيار حيات و ممات تفكر دينى در ميزان تطابق و عدم تطابق آن با خود دين است , و ثالثا حيات جامعه انسانى در پرتو سلامت تفكر دينى آنهاست و مسبار زندگى و معيار مرگ جامعه در سايه تفكر اصيل اسلامى و عدم آن است
نكته ديگرى كه توجه به آن سودمند مى باشد , اين است كه احياى تفكر دينى تنها توسط دين شناس دين باور ميسور است , زيرا نادان كه خود حيات دينى ندارد يا دين دادن اگرچه نسبت به دين دانا بوده ولى داراى آن نباشد هرگز توان احياى معرفت دينى را ندارد چون اگر آگاهى دينى نتوانست خود عالم دينى را زنده كند و به تعبير ديگر نسبت به او نافع نباشد هيچگاه چنين دانشى نسبت به جامعه , علم نافع نخواهد بود , چون معلوم مى شود تنها مفاهيم ذهنى دين در نفس او راه يافته نه باور دينى و نه همه عناصر محورى آن كه عبارت از اعتقاد قلبى و اقرار لسانى و عمل اركانى باشد به هر حال , تا حقيقت دين در جان كسى نفوذ نكند و او را زنده و