شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٦٣ - علم و دين
متكلمين يهودى و مسيحى با نفى بار علمى گزاره هاى طبيعى و تاريخى و حتى عقلى متون مذهبى , ارزش دينى آنها را در ظهور و اظهار تجربيات و ادراكات دينى انبياء و اولياء در ظرف آگاهيهاى نسبى و عصرى زمانشان دانستند و از اينرو خطاهاى آشكار كتب مقدس را به كاستى و ضعف آگاهيهاى بشرى انبياء استناد داده و وظيفه خود را متوجه كشف پيام اخلاقى و معنوى دينى اى دانستند كه در قالب دانسته هاى بشرى توسط انبياء اظهار شده است
طبيعى است كه از اين ديدگاه به دليل آن كه وحى مشوب به پندارها و تخيلات بشرى دانسته مى شود , ميزان و فرقان بودن حقايق دينى براى علوم طبيعى و تاريخى و حتى براى اصول اعتقادى كه در حوزه مسائل عقلى هستند مورد انكار قرار خواهد گرفت و اين در حالى است كه اگر عصمت و چهره الهى وحى نه تنها در اخذ و دريافت از خداوند بلكه در حفظ و اظهار آن , حتى تا آنگاه كه به گوش مستمعان مى رسد , آنگونه كه در جاى جاى قرآن مورد تاكيد بوده و به برهان عقلى نيز اثبات مى گردد , مورد قبول واقع شود , از پيام علمى گزاره هاى علمى متون دينى و از نقشى كه اين گزاره ها در كشف از واقع دارند , و در نتيجه از قضاياى دينى اى كه درباره مسائل طبيعى و تاريخى اظهار شده اند , نمى توان بى توجه گذشت
اعتبار و ارزش قضاياى دينى اى كه درباره سنتهاى تاريخى اجتماعى , طبيعى و يا چگونگى خلقت عالم و آدم آمده اند اصول و ضوابط بنيادينى را براى هدايت و شكل گيرى علوم تجربى اى كه در پرتو آنها رنگ و چهره دينى به خود مى گيرند , در اختيار بشر قرار مى دهد