شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٩ - مقدمه
راه مبتلا مى گردد , ليكن گهگاه با توسل به معصوم راه را مى يابد و مصون از عصيان آن را اسير مى كند
آنكه منكر راه است يا نافى امكان تشخيص و طى راه , اساسا بشر را از درك واقعيت ها ناتوان مى پندارد , و اين بحث به حوزه شناخت شناسى مربوط مى باشد
در اين وادى , منطق سهم به سزائى در ارائه و رهنمود استقامت و اعوجاج از لحاظ ماده و صورت در بخش تصور و تصديق]( دارد منطق همانگونه كه شرائط قياس برهانى را به منظور راهنمايى شرايط صورى و مادى بخش[ تصديق] فراروى محققان اثباتگر قرار مى دهد , اوصاف حد تام را جهت رهنمود شرائط صورى و مادى بخش[ تصور] فرا راه معانى شناسان تعريفى نه تصديقى مى گذارد زيرا در بخش تصورى نيز شرط صورى آن تقدم اعم بر اخص و شرط مادى آن جنس و فصل و ترتب حد نسبت به محدود بازگو مى شود بنابراين قوانين منطق هم امور چهارگانه مزبور شامل اوصاف صورى و مادى تعريف و شرايط صورى و مادى تصديق را در بر دارد
مساله اصلى , شناخت كامل و دقيق آنهاست تا بتوان راهى را كه از مو باريكتر است و از لبه تيز سيف مهند برنده تر , شناخت و پيمود زيرا هر چه مطلب پيچيده تر باشد اعمال قواعد منطقى دشوارتر مى گردد و اين قواعد همچون طنابى كه تور صيد است , خود دام شكارگرهاى كور مى شود و به جاى صيد شاهباز مقصود , صياد را به دام مى افكند و اسيرش مى سازد
بسيارى از علل اشتباه تشخيص راه و نيز موانع و عوامل دشوارى طى آن , دفن مغالطه منطق كه فراگيرى آن براى هر رهروى جدا لازم است بيان شده است آشنايان به سموم مهلك فن مزبور توفيق يافته اند به مدد اين شناخت هم از غالط بودن نسبت به خويش و هم از مغالط شدن نسبت به