شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٧٧ - عقيده و علم
از نظر اين گروه انبياء و يا كسانى كه با استناد به غيب ادعاى ارائه احكام ثابت و دائم را دارند كسانى هستند كه از ضعف فكرى مردم سوء استفاده كرده و موجب جمود و ركود آنها را فراهم مى آورند , آنچه را كه اين گروه در صورت خوش بينى نسبت به فعاليت انبياء در نهايت مى توانند بپذيرند , اين است كه انبياء نوابغى هستند كه براى رفاه بشر قوانين و احكامى را متناسب با آنچه شرايط و حوادث زمانشان اقتضا مى كرد , ارائه دادند ليكن به دليل كوته بينى مردم زمانشان و اعتقاد خرافى آنها به غيب ناگزير از اين شدند كه جهت جلب رضايت مردم و تامين اطاعت آنها , ره آورد خود را به عالم غيب نسبت دهند و گرنه معاذ الله آنها خود به جهان غيب و وحى اعتقادى نداشتند و به ثبات و دوام احكامى كه بيان مى كردند باور نداشتند
اين گروه در اثر نگرش مادى به كل جهان هستى برخى از موهومها را معقول و بعضى از معقولها را موهوم مى پندارند و شعار[ ان هذا الاساطير الاولين
| ] انعام | ٢٥ نغمه اصلى آنهاست و پاسخ قرآن كريم از اينگروه آنست كه[ |
| ] نجم | ٢٣ |
چون آنان حقائق را اسطور انگاشتند قهرا افسانه ها را حقائق پنداشتند و در اين ارزيابى اصولى فرقى بين مشرك و ملحد نيست گرچه آيه مزبور درباره مشركان است ليكن جهان بينى مادى گرايانه بازدهى جز آنچه اشاره شد , ندارد
عقيده و علم
عمل هر انسان فرع بر عقيده اوست ليكن عقيده هر كس نسبت