شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٨٤ - تقدس مفاهيم دينى در فهم بشرى
ذهنى و خارجى مى باشد و در چنين هنگامى در تحليل عقلى , معلوم خارجى به دو جزء يعنى ماهيت و وجود تحليل مى شود و از اين دو , وجود خارجى هرگز به ذهن منتقل نمى شود , لذا از حيطه علم حصولى خارج است و ماهيت بى آن كه تعدد و كثرتى در آن باشد در ذهن ادراك مى گردد پس گرچه به معلوم به لحاظ وجود خارجى و ذهنى دو عنوان بالذات و بالعرض داده مى شود وليكن در حقيقت معلوم داراى دو واقعيت نيست , يعنى ذهنى و خارجى بودن در ماهيت ماخوذ نيست تا آنكه ماهيت ذهنى از ماهيت خارجى حكايت كند , و لذا در وجود ذهنى صائب , حقيقت شيى يعنى عين ماهيت آن بدون كمترين تغير و دگرگونى به ذهن مى آيد و شبح ماهيت و يا نفس ماهيت به نحو انقلاب به ذهن منتقل نمى گردد
مثلا يك مهندس كشاورزى كه معناى درخت را ادراك مى كند , چنين نيست كه درخت در ذهن و خارج داراى دو معنا بوده و آنگاه معناى ذهنى آن از معناى خارجى حكايت كند البته درخت داراى دو وجود خارجى و ذهنى است , اما به دليل اين كه ماهيت آن واحد است لوازم ماهوى آن در خارج و ذهن بگونه اى يكسان آن را همراهى مى كند
در معانى اعتبارى نيز كه به اعتبار معتبرين , يعنى به وجود اعتبارى موجود بوده و فاقد وجود خارجى و يا ذهنى هستند تحليل فوق صادق است , زيرا در اين موارد گرچه اعتبار معتبر كه ممكن است شارع باشد , با فهم فقيه و كسى كه از آن اعتبار آگاه مى گردد دوگانه است و به همين لحاظ بين فهم فقيه و مانند آن يعنى معلوم بالذات با معتبر به وجود اعتبارى يعنى معلوم بالعرض تفاوت است وليكن مفهوم