شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٨٦ - تقدس مفاهيم دينى در فهم بشرى
عينى و مجرد را در موطن خود مشاهده مى كند , نه آنكه با انتزاع و تجريد مفهوم ذهنى چيزى را درك نمايد , جريان قداست قواعد عقلى روشن تر مى گردد
بايد توجه داشت اين پاسخ نظير اصل اشكال پس از ابطال نسبيت فهم و قبول امكان آگاهى و علم نسبت به امور و يا حقايق خارجى مطرح مى شود و البته معرفت شناسى كه بر اين اساس به تقدس معارف دينى در ظرف انديشه افراد بشر حكم مى كند هرگز عهده دار اثبات و يا نفى تقدس دانسته اى خاص نمى باشد زيرا او چنانكه قبلا بيان شد اين تقدس را براى هر معرفتى ثابت مى داند كه صحيح و مطابق با واقع باشد و ارتباط آنرا به خصوص فهم و ادراك شخص معين سلب مى كند و جايگاه معرفت صحيح در زمينه هاى گوناگون هرگز در معرفت شناسى اى كه از نظر به علوم گوناگون حاصل مى شود نيست بلكه جايگاه آن در علوم مختص به معارف مختلف است
هر عالم كه به دليلى قطعى حكمى از احكام هستى را دريافت نموده و يا به قاعده اى از قواعد مسلم شرعى فتوى دهد به قداست قطعى آن حكم و يا فتوى نيز نظر خواهد داد , و هر عالم كه با ظن به حقيقى و دينى بودن يك معرفت علم پيدا كند به تقدس آن , ظن و گمان پيدا خواهد كرد , نه جزم و يقين , يعنى هم اصل تقدس و هم درجه آن رهين درجه خاص علمى است , بطورى كه با قطع به حكم دينى قطع به قداست است و با ظن به آن ظن به قداست حاصل مى شود و در اين بحث فرقى بين مجتهد و مقلد نيست
تقليد در مسائل فرعى شرعى نيز متكى بر تحقيق است و مقلد