شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٥١ - فصل يكم ثبات و تحول فهم شريعت
ثابت بودن موصوف اند , ليكن در مقام تحقق و[ هست] غث و سمين آن مشوب , و حق و باطل آن ممزوج , و كمال و نقص آن بهم آميخته , و ثابت و سيال آن در هم تنيده مى باشد
منشاء ثبات مقام اول آن است كه در دسترس فهم بشر نبوده و مورد گفتگوى ايشان نيست , تا سلب و اثبات روياروى هم قرار گيرند و نقض و ابرام مجموعه آراء متقابل را تشكيل دهند , و سبب تحول مقام دوم آن است كه مورد بررسى انديشمندانى قرار مى گيرد كه بشرند و هر يك با پيش فرض هاى خاص و سوال هاى مخصوص به خود از منظرى ويژه به مضمون مثلا نصوص دينى مى نگرند و لذا در اثر فرا رسيدن فرضيه ها و قوانين تازه ممكن است دگرگونى بيابد
بايد دانست مقام تعريف كه ثابت پنداشته شده , يكى از مصاديق فهم بشرى است , زيرا انديشه بشرى عهده دار تعريف و حكم به[ بايد] است , و اگر پذيرفته شود كه مقام تعريف واجد كمال هاى مزبور يعنى حق و خالص و كامل و مى باشد , بايستى قبول كرد كه برخى از فهم هاى بشرى حق و مطلق و خالص و ثابتند و بعضى از ديگر فهم ها باطل , نسبى , مشوب و متحول اند حال اگر گفته شود كه تمام فهم هاى بشرى احتمال زوال دارد و عصرى و نسبى است , مقام تعريف و[ بايد] را هم بايد در مسير رود سيال تعاريف گوناگون جستجو نمود , نه در آشيانه آرام اطلاق و ثبات
غرض آنكه [ , فهم درباره شريعت] مانند[ فهم از شريعت] انديشه اى بشرى است و همه احكام آن را دارد اگر گفته شود اصل دين داراى كمال هاى مزبور است , و هرگز در هيچ زمان و زمين و در هيچ شرط و وصف و وضعى و در هيچ حال و مقامى فاقد هيچيك از آنها نخواهد شد , همين داورى و باور به نوبه خود فهم بشرى است , كه از آسيب عصرى و نسبى بودن مصون , و از گزند شوب به باطل محفوظ , و از خطر