شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٠٦ - نقد نسبيت
تئورى مزبور است , اظهار مى شود و آن گفتار اين است كه تئوريهاى علمى هرگز داعيه حتميت , ضرورت و به بيان ديگر ادعاى اثباتى بودن را ندارند , تا از ناتوانى شواهد ياد شده براى اثبات تئورى ترابط علوم به عنوان اشكال و نقض ياد شود , زيرا خصلت ابطال پذيرى لازمه ضرورى و حتمى گزاره هاى علمى است
پس ترابط و پيوستگى دانشهاى بشرى كه تغيير هماهنگ تمامى دانشها را نه به گونه اى كه بالفعل تمامى ابعاد را از همه جهات فرا گيرد بلكه به صورتى كه به جواز تغيير براى همه ابعاد دانش بشرى حكم نمايد يك تئورى علمى است كه با شواهد ياد شده تاييد شده و تاكنون دليلى بر ابطال آن نيز اقامه نشده است
برهان فساد گفتار مزبور اين است كه نه تشبيهات و مثالهاى ياد شده تشبيهات و مثالهاى صحيحى هستند و نه مشبه و مشبه به آنها فرض معقولى دارد
توضيح آنكه در اشكال نهم كه از اساسى ترين اشكالات اخير است استحاله عقلى تئورى نظامواره معرفت كه به انكار عناصر نفسى و مطلق نظام پرداخته و معرفت مستقل و ثابت عناصر را با صرف نظر از ارتباطات جنبى آن منكر است , اثبات گرديد و با اين اثبات بطلان و استحاله عقلى ممثل و مشبه و تمامى موارد جزيى اى كه به عنوان مثال , شاهد و مويد در نظر گرفته شده اند اثبات شد
شكى نيست كه يك تئورى اثبات نشده اى كه ابطال پذيرى به عنوان خصيصه ذاتى آن پذيرفته شده است نمى تواند در برابر برهانى كه در اشكال نهم مطرح شد دوام بياورد
توضيح آنكه ربط و پيوند همانگونه كه به دليل نامحسوس بودن