شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٠٥ - نقد نسبيت
تجرد شناخت , ثبات و تغيير ناپذيرى آنها است , بنابراين چگونه مى شود با استناد به اين نظر به صدق و اعتبار شناختهايى استدلال كرد كه در نظر قائلين به نسبيت فهم در حركت طولى خود , مفاهيم و معانى آنها بارها و بارها دگرگون شده و يا احتمال دگرگونى آنها همواره وجود دارد
اينگونه استناد تنها مغالطه و فريبى است كه با طولى و يا تكاملى ناميدن حركتهاى مذكور انجام مى شود
از كسانى كه مراتب شناخت طولى را در معناى مورد نظر خود معتبر مى دانند نبايد انتظار داشت كه به اعتبار شناخت طولى در معنايى كه در نزد آنها باطل است نظر بدهند
اشكال سيزدهم :
همانگونه كه گذشت در بيان سوم و چهارمى كه براى اثبات نسبى بودن فهم بيان شد از هويت جمعى معرفت و از ارتباط متقابل بين تمامى علوم و مفاهيم بشرى استفاده شده است , و اين مقدمه امرى است كه نيازمند به اثبات مى باشد
در اشكال هشتم اشاره شد كه گاه از برخى تمثيلات و شواهد براى تاييد اين مقدمه استفاده مى شود , و در آن اشكال و اشكالهاى بعدى , كارساز نبودن تشبيه و بلكه بطلان تشبيه و فساد مشبه و مشبه به به چندين برهان اثبات شد
آنچه كه اينك پس از اشكالات اخير آشكار مى گردد فساد گفتار ديگرى است كه در دفاع از تئورى ترابط علوم براى گريز از اشكال هشتم كه ناظر به ناتمام بودن شواهد ياد شده جهت اثبات