شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٠٣ - نقد نسبيت
آنچنانكه بر اساس مبانى استوار حكمت متعاليه اثبات مى شود , از تجرد و ثبات برزخى برخوردار است و لذا در آن نيز تغيير و دگرگونى ايجاد نمى شود
آنچه كه تغيير در آن واقع مى شود همان پيوند و عقدى است كه نفس آدمى بين موضوع و محمول قضيه مذكور و يا بين خود و مجموعه قضيه ايجاد مى كند بنابراين با نظر دقيق عقلى در اين موارد نيز دگرگونى و تغيير متعلق به نفس آدمى است نه آن صور ذهنى و خياليى كه پس از آشكار شدن خطا و اشتباه آنها , همچنان در ظرف خاطره و خيال انسان باقى و برقرار مى مانند
براى تبيين چگونگى ثبات و دوام مراتب سابق معرفت در شناخت طولى به مثال مذكور بازگشته و آن را از ديدگاه قائلين به ثبات و تجرد دانش بررسى مى نمائيم
كودك ابتدا از عبارت[ صبح شده است] پديدار شدن خورشيد و روشنايى را مى فهمد آيا در طى مراتب بعدى معرفت در اصل اين مفهوم و صحت آن دگرگونى حاصل مى شود شكى نيست كه اين معنا و مفهوم ساده و ابتدايى همواره ثابت و صادق است در مرتبه بعد آن گاه كه به شنيدن آن داستان دل خوش مى دارد , مى پندارد كه خورشيد متحرك است , اكنون داراى دو دانسته است كه در طول يكديگر واقع شده اند دانسته اول همان پديد آمدن خورشيد و روشنايى است و دانسته دوم حركت و گردش خورشيد و سببيت آن براى روشنايى است
بعد از مدتى به حركت زمين و سكون نسبى خورشيد پى مى برد , برهانى كه در اين زمان بر اين دو مطلب اقامه مى كند بطلان