شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٥٣ - فصل يكم ثبات و تحول فهم شريعت
مورد نقض قرار نگيرد , بلكه مقصود[ يقين منطقى] است كه با علوم متعارفه و نيز با اشكال منتج قياسى استنتاج مى شود
تحقيق مطلب آن است كه مقام تعريف و مقام تحقق آنچه درباره خطوط كلى دين بيان ميشود , مانند اصول پنجگانه لزوم دين حق , نزول دين لازم , حق بودن دين نازل , خالص بودن دين حق نازل و كامل بودن دين نازل , يكى است يعنى اين درك هاى پنجگانه درباره آن مدرك هاى پنجگانه نيز مطابق واقع و ثابت و مطلق است , پس مى توان گفت كه برخى از فهم هاى بشرى مطابق با واقع و مطلق اند , و چون مطابقت با واقع و اطلاق در پهنه زمان و مكان وقف برخى از ادراك هاى مخصوص نيست , بلكه بر مسبار و معيار خاص قرار دارد , اگر آن معيار درباره فهم از دين حاصل شده , بايد آن قسم از فهم بشرى نيز داراى وصف ممتاز مطابقت با واقع و صفت اطلاق در طول تاريخ باشد , زيرا مسبار مطابقت و معيار اطلاق در اين قسم نيز حاصل است و اگر حسودى بد گفت و رفيقى رنجيد كه اين درك ها هم مصون از آسيب خطاء نيستند , بايد توجه داشت كه اين اولين شيشه معرفت شناسى نيست كه شكست چه اين كه درباره عصمت معصومان الهى هم ناباورانى بوده و هستند كه نغمه نسيان سر داده يا آهنگ عصيان ساز مى كنند تا حريم مقدس اولياى الهى را با فيل ابرهه واهمه ويران گردانند غافل از آنكه از فيل خيال , تخريب كعبه قرآن و برهان ساخته نيست , زيرا بناى استوار خليل دين هماره عتيق از قيد وهم و طاهر از لوث پندار است
از طرف ديگر كسى كه به داورى بين دين و معرفت دينى مى پردازد و مى گويد : دين ثابت است و معرفت دينى متغير , و سند وى آن است كه معرفت دينى فهم بشر است و فهم بشرى هماره سيال است , بايد ملتزم شود كه اين داورى او نيز در معرض احتمال زوال است يعنى او نمى تواند بطور مطلق و قطع چنين داورى كند , زيرا ممكن است فهم او نيز در اثر تحول