شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٨٧ - نقد نسبيت
مقدار بنزين مورد نياز اين سفر است و كاوشهاى جامعه شناسان مبين زمينه ها و انگيزه هاى اجتماعى حركت مذكور و بالاخره علم منطق مبين حركتهاى ذهنى محققين در هنگام استنتاج است
حركتهاى فوق كه هر يك توسط علمى خاص مورد مداقه قرار مى گيرند , هيچ يك حركت در علم نيستند , بلكه همگى حركاتى هست كه در نفس عالم و يا در ارتباط با محيط طبيعى او واقع مى شوند , زيرا همانگونه كه قبلا نيز گذشت اين عالم است كه با حركتهاى متنوع مى كوشد تا به مقامات ثابت علمى نائل گردد , و چون هر يك از حركتهاى او منجر به نتيجه علمى خاصى مى شوند لذا عنوان حركت علمى را به خود اختصاص مى دهند
از آنچه گذشت دانسته مى شود عصرى بودن و يا نسبى بودن وجود علم با استناد به برخى از قواعد علمى كه مربوط به حركتهاى مختلف انسان است هرگز اثبات نمى شود تا آن كه نتيجه آن قواعد در تعارض با براهينى قرار گيرد كه بر تجرد و ثبات علم اقامه مى شوند
اشكال هشتم :
در توجيه سوم و چهارمى كه در نسبى بودن معرفت ذكر شد از ارتباط متقابل بين تمام علوم و مفاهيم بشرى و بلكه از هويت جمعى داشتن معرفت به عنوان مقدمه استدلال استفاده شد
آنچه كه در اثبات اين مقدمه ذكر مى شود چند تشبيه و مثال شاعرانه است از اين قبيل كه معارف بشرى چون ساكنين اطاقى هستند كه با ورود هر مهمان جايگاه و منزلت خود را تغيير مى دهند و يا مجموعه معرفت چون منظومه منسجمى است كه تغييرات آن فراگير و