شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٠٠ - اختلاف شرايع و نسخ مذاهب
اسلام دين واحد
از دو برهانى كه درباره ثبات و دوام دين الهى بيان شد دانسته ميشود اسلام تنها دين حق است و غير از آن جز گمراهى و ضلالت نيست زيرا[ ماذا بعد الحق الا الضلال
| ] يونس | ٣٢ يعنى بعد از حق چيزى جز گمراهى نيست |
به همين دليل است كه جز اسلام هيچ قانونى از هيچ كس پذيرفته نمى شود[ و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه
| ] آل عمران | ٨٥ |
آن كس كه در جستجوى دينى غير از اسلام باشد و آن را طلب نمايد از او پذيرفته نخواهد شد قرآن كريم از اسلام با عنوان دين قيم ياد كرده و مى فرمايد[ : ذلك الدين القيم
| ] روم | ٣٠ يعنى آن همان دين قيم است |
بديهى است آن دين كه قيم به حال مردم است , خود قبل از هر چيز قائم و منزه از اعوجاج و انحراف است , زيرا آنچه كه انحراف و بطلان در آن راه داشته باشد نمى تواند عهده دار قوام ديگران باشد چون فاقد شئى معطى آن نخواهد بود
اختلاف شرايع و نسخ مذاهب
نتيجه ثبات و وحدت دين الهى اين است كه تفاوت اديان الهى هرگز در اصل ديانت كه همان اسلام است نمى باشد , بلكه تفاوت در مذاهب و شرايع امت است زيرا اصل دين كه همان مسئله توحيد , وحى , رسالت , عصمت , امامت , عدالت , برزخ , قيامت و امورى از اين قبيل است , همان خطوط كلى است كه انسان بر اساس فطرت و