شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٥٣ - حكم فقهى احتمال دگرگونى ضرورت هاى دينى
آشنايان به منابع و اصول اولى اسلام مى باشد بر عهده معرفت شناس نبوده و با رجوع مستقيم به تعاليم و آموزشهاى دينى مشخص مى شود
حكم فقهى احتمال دگرگونى ضرورت هاى دينى
ممكن است صاحب فرضيه به لازم تئورى خود توجه نداشته باشد و يا آن لازم مفروض را لازم مبناى خود نداند و يا بر فرض توجه و تنبه به لازم مبنا به آن لازم ملتزم نباشد و همچنين ممكن است در صورت تلازم منطقى با يقين روانشناختى داراى اعتقاد جزمى باشد نه يقين منطقى , ولى بهر تقدير پس از آن كه معرفت شناس بر اساس ديدگاه و اصول موضوعى فلسفى خود , حكم معرفت شناسانه اى را مبنى بر جواز تغيير همه ضرورتهاى دينى اظهار و اعلام داشت و به اين لازم توجه كامل داشت و به آن نيز معتقد بود و اعتقاد روانى خود را بر اساس تلازم منطقى تنظيم كرد آنگاه همانگونه كه معرفت شناس بدون توجه به استدلالها و براهين فقهى و در چهارچوب يك روش و استدلال معرفت شناسى حكم خود را صادر مى كند , يك فقيه نيز مى تواند بدون آن كه از چهارچوب روش و براهين فقهى خود عدول كرده و داعيه ارائه حكمى معرفت شناسانه را داشته باشد احكام مربوط به اظهار و گفتار معرفت شناس را آنچنان كه از منابع دينى استنباط مى كند , اظهار و اعلام نمايد
ممكن است معرفت شناس حكم و فتواى فقيه را درباره معرفت شناسى كه به احتمال دگرگونى ضروريات دين مى پردازد , نوعى خروج از دايره مباحث و مسائل فقهى و در نتيجه حكمى غير فقهى بنامد , به اين بيان كه نفى و اثبات ضرورت , ثبات و ابديت