شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٨٣ - فصل چهارم احياء معرفت دينى
مجتهد در تعارض ادله راه علاج آنها را مى شناسد و با تقديم نص و ترجيح اظهر بر ظاهر غائله تعارض را ختم كرده و راه اثبات حكم را بدون معارض طى مى نمايد , يك متولى متعهد نيز در تزاحم احكام هنگام اجراء راه علاج آنها را مى داند و با تقديم اهم بر مهم و ترجيح ضرورى بر غير ضرورى بطور مقطعى خار راه را از مسير اجراء دور مى دارد و ميدان را براى احكام اهم يا ضرورى باز مى كند تا نوبت حكم مهم يا غير ضرورى فرا رسد , بدون آنكه در تشخيص اهم و مهم يا ضرورى و غير ضرورى سليقه شخصى و مانند آن را معيار قرار دهد , زيرا مسبار آن را همانند معيار حل تعارض ادله شرع , اسلام با ارائه خطوط كلى قرار داده است
سر لزوم توليت دينى آن است كه هرگز وجود كتبى احكام دين در ذخاير علمى و كتابهاى مخزن و نيز وجود لفظى آنها در كرسى هاى تدريس و تعليم و تبليغ و وعظ و افتاء صرف , حيات بخش جامعه انسانى نخواهد بود , چنانكه با صرف وجود ذهنى آنها در افكار عالمان دين , جامعه بشرى متمدن نمى شود , و نيز با شهود عارفانه اهل معرفت هم زندگى توده مردم به صلاح و فلاح و نجاح نمى رسد زيرا گرچه شهود عارفانه احكام و قوانين و معارف الهى به نوبه خود وجود خارجى است , نه كتبى و نه لفظى و نه ذهنى , چون شهود صائب با عين خارجى هماهنگ است , ليكن اين وجود عينى از محدوده هستى خاص عارف تجاوز نمى نمايد و هرگز صحنه وسيع جوامع بشرى را به نور خود روشن نمى كند لذا وجود يك متولى متعهد سياس لازم است تا قوانين اسلامى را[ از علم به عين آرد و از گوش به آغوش]
حضرت اميرالمومنين ( ع ) تاثير والى دين را در احياى احكام آن چنين بيان مى فرمايد : [ ليس على الامام الا ما حمل من امر ربه و الاحياء للسنه و اقامه الحدود على مستحقيها ] ٤١ ) و نيز درباره والى عادل و زمامدار پارسا كه برخى آن را حمل بر حضرت بقيه الله ( ارواحنا فداه ) نموده اند ,