شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٦٩ - فصل سوم مبادى تصورى و تصديقى مساله قداست
عالمان درجه اول هماره در صف دوم قرار دارند و از درون به منابع دينى مى نگرند نه از بيرون و نه تلفيقى از درون و بيرون
اكنون كه مرزها كاملا مشخص شد , معرفت شناسى كه از بيرون درباره علوم اسلامى اظهار نظر مى كند مى بيند بسيارى از آنچه در بين عالمان دين در حوزه هاى مختلف مثلا مذاهب گوناگون تشيع و تسنن رايج است و مربوط به اصول دين , فروع دين , اخلاق , سيره معصومين و مى باشد , با يكديگر نسبت تناقض دارند , يعنى يكى ايجاب است و ديگرى سلب مثلا يكى مى گويد اوصاف خداوند عين ذات اوست و ديگرى مى گويد نيست , يكى مى گويد تعيين خليفه بر پيامبر از طرف خدا لازم است و ديگرى مى گويد نيست , يكى مى گويد امام اصل بايد معصوم باشد , ديگرى مى گويد عصمت جانشين پيامبر ( ص ) لازم نيست همچنين درباره روح و تجرد آن و درباره فروع فقهى احكام متقابل و روياروى هم زياد است , و بر اساس استحاله جمع دو نقيض و نيز امتناع رفع آنها حتما يكى مطابق با دين است و ديگرى مطابق با دين نيست آنكه مطابق با دين است متن دين و عين آن خواهد بود نه چيز ديگر , زيرا امتياز و كثرت از ناحيه فهمنده و فهم اوست كه هر دو زدوده شده و از بحث بيرون است , چون نه فهمنده دخيل است و نه فهم او , بلكه آنچه در تفسير مفسران و فتواى فقيهان مهم است همانا مفهوم آنان است كه حق است نه خصوصيت شخص و خصوصيت فهم او
براى تقريب به ذهن تشبيهى ارائه مى شود كه در بعضى جهات شبيه به مطلب مورد بحث است , اگرچه از جهات ديگر كاملا متفاوت بوده و لذا از آن جهات مطلب را از ذهن دور مى كند , زيرا از مقصود فاصله دارد , و آن اينكه اگر هزار نفر در برابر آفتاب قرار بگيرند و بعضى از آنها اعمى و برخى احول و گروهى اعور باشند و عده اى سالم ليكن در عين حال كه در برابر آفتاب ايستاده اند آن را ننگرند و در اين بين گروهى هم سالم باشند و