شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٤٥ - مقدمه
و قاصر است , هرگز ادعاى گزاف روا نمى باشد لذا اگر كسى مدعى گفتن حرف آخر باشد و چنين پندارد كه همه مطالب مربوط به يك مساله را مى داند , در حقيقت به جهل خويش اعتراف نموده است , و همينگونه است كسى كه داعيه علوم فراوان را در سر بپروراند [ , من ادعى من العلم غايته فقد اظهر من الجهل نهايته ] ( ١٧ )
ادب عالم آن است كه دانش وى بيش از گفتار يا نوشتارش باشد , و عقل او بر زبانش چيره باشد البته منظور از زبان در اينگونه نصوص دينى اعم از زبان دهان يا زبان قلم است [ , ينبغى ان يكون علم الرجل زائدا على نطقه و عقله غالبا على لسانه ] ( ١٨ )
در اين وادى نصوص معصومين ( ع ) صحنه پرداز تزكيه نفوس است , و غرض از ذكر بعضى از آنها اولا , تبرك اين نوشتار به سخنان معدن علم و مهبط وحى و مختلف ملائكه و است و ثانيا , تذكار و گوشزدى به راقم سطور كه مبادا چون ستور در تيه جهل يا تجاهل و در وحل غلول به غفلت يا تغافل متوحل شود , چه در اين صورت نه تنها خود راه به جايى نبرد كه راه ديگران را هم ببرد و بزند و نه تنها گرفتار عذاب دوزخ گردد و هيزم گونه بسوزد , كه چون وقود , ديگران را هم در اثر اضلال و اغواء و تمنيه و تضليل همانند شيطان به كام شعله جهنم فرو برد[ : انما العالم من دعاه علمه الى الورع و التقى و الزهد فى عالم الدنيا و التوله بجنه الماوى ] ( ١٩ ) [ , وقود النار يوم القيامه كل غنى بخل بماله على الفقراء و كل عالم باع الدين بالدنيا ] ( ٢٠ ) و اعتراف به نمى دانم را كه نيمى از علم است , هماره نصب العين قرار دهد[ : قول لااعلم نصف العلم ] ( ٢١ )
اگر عالمان و انديشوران دانش را بطور صحيح فرا گيرند , و به آن ارج نهند , و بر آن تكيه كنند , و بدان عمل نمايند , و مخدومش بدانند نه خادم , و رئيسش تلقى كنند نه مرئوس , و متاع مناعت و قناعت بدانند نه كالاى لاف لات و منات , و مايه وداد يابند نه پايه ود , و([ سواع و يغوث