شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٤٠٨ - حكمت نظرى و حكمت عملى
قضاياى حكمت نظرى نقش عقل بشرى در شكل گيرى قوانين فردى و اجتماعى و تاثير جهان شناسى هاى مختلف در نظامهاى حقوقى گوناگون مشخص شده و دانسته مى شود كه :
الف : ممكن نيست انسانها با جهانشناسى هاى مختلف به قوانين و سنن همسان و متحد دست يابند , مگر در لوزام مشترك
ب : انسان تا جهان شناسى خاص نداشته باشد به قانونى مخصوص نخواهد رسيد , انسانى كه جهان بينى ملحدانه دارد قوانين را بگونه اى تنظيم مى كند كه با تامين لذتها و شهوتهاى او هماهنگ باشد و طرح شعارهايى از قبيل نان , مسكن , آزادى در محدوده اين جهان نگرى معنا پيدا مى كند , زيرا كه نان و مسكن اشاره به نيازهاى طبيعى و بدنى انسان دارد , و آزادى ناظر به بى اعتنايى به قوانين اخلاقى و معنوى است , چنانچه قوم شعيب پيامبر ( ع ) به آن حضرت مى گفتند : آيا نمازها و عبادت هاى دينى تو دستور مى دهد كه ما از سنت نياكان درباره بت پرستى دست برداريم و در اموال خودمان هر چه مى خواهيم عمل نكنيم جهان بينى مشركانه نيز مقتضى قوانينى متناسب با خود است
جهان بينى مشركانه گرچه معتقد به مبدء آغازين جهان است ليكن با انكار ربوبيت حق و پرورش مبدء و نيز انكار معاد , وحى و رسالت همراه است انسان مشرك بتها را واسط بين جهان و خالق آن مى داند , بهمين دليل مى كوشد تا با نزديكى به بتها از وساطت و شفاعت آنها براى جلب منافع و دفع مضار مادى استفاده كند
قرآن كريم درباره اين ديدگاه مشركان مى فرمايد[ والذين اتخذوا من دونه اولياء ما نعبدهم الا ليقربونا الى الله زلفى
| ] زمر | ٣ يعنى آنان |