شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٤٢ - معرفت شناسى مبتنى بر نسبيت فهم و انكار ضرورت هاى علمى
جز تكرار آنچه در موضوع فرض شده به همراه نداشته باشد بلكه خارج محمول عرضى است كه پس از لحاظ موضوع از حيثيات مختلف بدون آن كه وابسته به فرض و اعتبار ذهن باشد متناسب با نفس الامر و متناسب با موضوع خود , از آن موضوع انتزاع و استخراج شده و بر آن به نحو ضرورت حمل مى گردد مانند امكان كه از نظر به ماهيات مختلف و بدون آن كه از ذات و ذاتيات آنها باشد انتزاع شده و با اخبار جديدى كه دارد بر آن به ضرورت حمل مى گردد , مثل ماهيت درخت كه درباره آن گفته مى شود[ درخت ممكن است بالضروره]
بسيارى از محمولات كميات متصل و منفصل كه در علوم رياضى مورد استفاده واقع مى شوند نيز از زمره خارج محمول بوده و از صميم موضوعات خود استخراج مى شوند و حمل آنها هرگز مفيد تكرار آنچه در موضوع اخذ شده , نمى باشد
نقد دوم اين است كه بر فرض , تمامى قضاياى مزبور از زمره قضاياى ضرورى به شرط محمول و يا از زمره حمل هاى اولى باشند وليكن ضرورت در اين گونه از قضايا هرگز از صرف فرض موضوع و يا تكرار يك امر مفروض حاصل نمى شود , بلكه ذهن پس از تصوير يك موضوع با استفاده از برخى مبادى ضرورى و يقينى مانند مبدء عدم تناقض به سلب طرف نقيض شيى ء تصوير شده در همان ظرف تصوير و يا اعتبار , نه بگونه اى فرضى و يا اعتبارى بلكه به صورت حقيقى , واقعى و ضرورى حكم كرده و از اين طريق و يا از راههاى نظير آن , اصل هو هويت و يا حمل اجزاء ذات بر ذات و اجزاء موضوع بر موضوع را به ضرورت اثبات مى گرداند
پس اين گمان ناصواب است كه از تكرار يك فرض و اعتبار و