شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٨٠ - هويت دينى فلسفه اسلامى و تقدس آن
حسناى الهى و بسيارى از شوون نبوت و معاد كه وحى آنها را تحليل و تعليل نموده و عقل مبرهن با تدبر تام به معرفت آنها نائل ميشود و چون هر دو بخش دينى است ادراك عقلى آنها همانا ادراك اصول دين و ادراك پيام هاى معقول دينى است لذا داراى قداست است
اگر اسلام كه همان دين نظرى آدميان است , در طول تاريخ گذشته با احترام به تعقل و تفكر , مواد مناسب با ديدگاه توحيدى را كه مورد اذعان و اعتراف عقل و انديشه است , حفظ و بارور نموده اينك در رويارويى با فرهنگ لائيك , و عارى از ديانت نوين نيز به همان سان عمل خواهد نمود
دين با هستى شناسى الهى خود عقل را به سوى اصول و قواعد فلسفى خاصى ارشاد مى نمايد , و از نحله هاى مشركانه اى كه سر ناسازگارى با حقيقت عالم يعنى توحيد داشته و به انكار حقيقت و يا به انكار راههايى مى پردازند كه يقين و در نتيجه ايمان به آن را ممكن و ميسر مى سازد , برحذر مى دارد
همانگونه كه در آغاز اين فصل گذشت اولياء و انبياء الهى علاوه بر آگاهى از حقايقى كه فراتر از دسترس فهم و انديشه عادى هستند به حقايق عقلانى مقدور بشر نيز نه از راه تجريد و انتزاع عادى بلكه از راه شهود حقايق عاليه و افاضات الهى آگاه مى گردند و از اينرو در حوزه دانش مفهومى نيز صاحب نظر بوده و به همين دليل گفتار آنها آنگاه كه سند و اصل صدور , جهت , يعنى منظور بيان حقيقت بوده , نه تقيه و دلالت آن قطعى باشد حد وسط برهان قرار گرفته و به عنوان ميزان و فرقان حق و باطل شناخته مى شود
بنابراين كسى نبايد انتظار داشته باشد دين هر انديشه