شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٨٢ - تقدس مفاهيم دينى در فهم بشرى
تقدس و ثبات دين و حقايق دينى را خارج از محدوده فرض در ذهن خود تصوير نمايد و از اينرو او هيچ راهى براى يقين به تقدس حقيقى و مطلق دين نداشته و در نتيجه هرگز نمى تواند عليرغم اقرار به زبان از يك ايمان حقيقى و مطلق كه متفرع بر شناخت يقينى و مطلق است برخوردار باشد
عمده دليلى كه معرفت شناس با اعتماد بر اصل موضوعى نسبيت فهم در فرض تقدس دين و حقائق آن براى نفى تقدس دريافت و آگاهى بشر از آن حقائق عرضه مى نمايد اين است كه بر فرض تقدس ذاتى علوم انبياء و اولياء فهم بشرى به دليل خصلت نسبى و عصرى خود تا روزگار حصول علم و آگاهى مطلق توان دريافت حقيقى آن علوم را ندارد , لذا تقدس آن حقائق به دانسته هاى بشرى كه در تغيير و تحول مدام مى باشند سرايت نمى كند
با ابطال نسبيت فهم و اثبات حصول فهم مطابق با واقع در بخشى از آگاهيهاى بشرى , تقدس علوم بشرى براى معرفت شناس در همان محدوده به اجمال و براى كسانى كه در دايره علوم مختلف در جستجوى حقيقت بر مى آيند , به شرحى كه پيش از اين گذشت در بسيارى از موارد به تفصيل و در برخى از موارد ديگر به اجمال بطور يقين و يا به ظن و گمان اثبات مى گردد
كسى كه بر انكار تقدس دانسته هاى بشرى به صورت موجبه كليه , عزم را جزم كرده باشد مى تواند عليرغم نفى نسبيت فهم و عليرغم قبول شناخت واقع بعضى از اشياء بطور مطلق , اشكال ديگرى را به اين صورت مطرح نمايد كه تقدس معارف دينى انبياء و اولياء الهى دليل بر تقدس آگاهى و علمى كه بشر از آن معارف پيدا