شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٤١٦ - توحش طبعى و تمدن فطرى
ادراك حيوان از سطح وهم تعدى نمى كند , عمل او نيز در محدوده اغراض وهمى و خيالى مى باشد و از جذب , دفع , شهوت , غضب , و مراتب نازله ارادت و كراهت فراتر نمى رود
انسان آن گاه كه از حيوانيت گذر كرده و به تعقل مى رسد , به هستى فقيرانه خود و غنا و بى نيازى پروردگار , و عبوديت و تعبدى كه شايسته اوست پى برده و بر اين اساس عمل خود را نيز هماهنگ مى نمايد , به همين دليل است كه پيامبر اكرم ( ص ) مى فرمايد[ العقل ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان ] ٧٨ عقل همان است كه بدان خداوند رحمان پرستش شده و بهشت رضوان حاصل مى گردد
آن گاه كه عقل زمام رفتار و كردار آدمى را به عهده بگيرد , يعنى عقل عملى او نيز بارور شود جذب و دفع , شهوت و غضب , ارادت و كراهت , همگى نظام عقلانى بلكه الهى پيدا كرده و در چهره تولى و تبرى رخ مى نمايند انسانى كه در اين مقام است جز به حلال خدا عمل نمى كند و جز به رضايت او نمى انديشد يعنى همواره و هميشه به ياد خداست و هيچ حادثه تلخ و شيرينى او را از ياد خدا غافل نمى نمايد [ رجال لا تلهيهم تجاره و لا بيع عن ذكر الله
| ] نور | ٣٧ يعنى همواره و هميشه به ياد خدا است , لذا تمام افعال او در حد |
انسان متمدن در اين معنا همان انسان الهى است , كه در عين عمل و رفتار اجتماعى و فردى خود جز با خدا سخن نگفته و جز با او زيست نمى نمايد , مرحوم صاحب وسائل در باب ذكر از كتاب وسائل الشيعه در ضمن حديثى اين مطلب را نقل مى نمايد كه : اگر