شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٣٦ - دين فهمى و ديندارى
كه بين نفس و بين آن , اراده , فاصل است , انسان پس از آن كه مطلبى را فهميد مى تواند آن را محترم شمرده و گردن نهد و يا اينكه به آن ايمان نياورد و با وى مخالفت كند
به عنوان نمونه آل فرعون , پس از آن كه معجزات موسى عليه السلام را مشاهده كرده و دانستند كه او ساحر نيست باز بر جحد و انكار خود ادامه داده و به دعوت و دعوى موسى كليم ( ع ) ايمان نياوردند قرآن كريم در اين مورد مى فرمايد[ : فلما جاء تهم اياتنا مبصره قالو هذا سحر مبين و جحدوابها و استيقنتها انفسهم ظلما و علوا
| ] نمل | ١٣ يعنى چون آيات و معجزات روشن ما به آنها رسيد گفتند اين معجزات |
| ] اسراء | ١٠٢ موسى ( ع ) به فرعون فرمود : تو حتما دانستى كه اين آيات را فقط |
آن كس كه عليرغم فهم و يقين به آيات و بينات اقامه شده بر انكار خود اصرار مى ورزد معاند لجوجى است كه از هرگونه ايمان محروم مى باشد , زيرا پس از فهم بطلان آنچه كه قبلا به آن ايمان داشته است مجالى براى ايمان سابق او نيز باقى نمى ماند
ايمان همانگونه كه در اصل بود خود , نيازمند به علم است در شدت و ضعف نيز تابع آن است , البته در اين مسئله نيز بين تلازم وجودى و عدمى فرق است يعنى بقا و درجات مختلف ايمان همانند اصل وجود آن , متكى به بقا و درجات متفاوت علم است ولى عكس آن صادق نيست , زيرا ممكن است كسى عالم بى عمل باشد و