شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٧٤ - فصل چهارم احياء معرفت دينى
بيدار ننمايد چنين كسى يا مرده و يا خفته است و : خفته را خفته كى كند بيدار
اكنون كه اين دو مرحله پيموده شد يعنى روشن شد كه دين عين الحيوه است , و نيز آشكار شد كه تا چشمه دين از جان فرزانه و داناى ديندار و دين شناس دين باور نجوشد نافع نيست , وارد مرحله سوم مى شويم و آن اينكه گاه نگاه همت كسى متوجه احياى بخشى خاص از بخشهاى گوناگون دين مى شود تا آن ضلع مكسور مجبور شود , و آن سمت مغفول مشهود گردد , و آن ديار مهجور معمور شود , و گاهى هماى همت كسى متوجه احياى همه بخشهاى مهجور و اضلاع مكسور و سمت هاى مغفول و ديارهاى مهجور دين است , بطورى كه با احياى بخشهاى موات و مهجورش كل دين به صحنه حيات جامعه وارد شده , و از آب زندگانى اش تمام شوون فردى و اجتماعى سيراب شده , و تمام باغ و راغ جان انسانها از بارش سحاب رحمت دين سرسبز و خرم مى گردد پس سخن در دو مقام مى باشد :
مقام اول , يعنى احياى معرفت دينى در بعضى از جهات : يكى از عالمان دين شناس كه به احياى بخشى از معارف دينى همت گمارد ابوحامد محمد غزالى ( ٥٠٥ ٤٥٠ هق ) است كه در نيمه دوم قرن پنجم هجرى قمرى مى زيسته و در آغاز قرن ششم درگذشته است كتاب معروف[ احياء علوم الدين] وى در همين زمينه نگارش يافته و سكه قبولى آن مايه رواج اين كتاب در دوران حيات مولف در مغرب زمين شده و پس از او تهذيب هايى از اين كتاب به عمل آمده كه[ لباب الاحياء] از احمد غزالى برادر مولف [ , عين العلم] از محمد بن ابى عثمان بلخى , ( ( محجه البيضاء]( اثر ملامحسن فيض از آن جمله است و[ كيمياى سعادت] ملخص و تحريرى است به فارسى از احياء العلوم كه توسط خود غزالى انجام گرفته است ( ٣٣ )