شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٥٥ - فصل يكم ثبات و تحول فهم شريعت
زيرا دليل مشترك , مدلول همسان را به همراه دارد , و اين پيروى مدلول از دليل در اختيار شخص خاصى نيست تا بگويد منظورم از تحول همانا تحول هويت جمعى و جارى علم است نه شاخه هاى فرعى آن , و تخصيص در اين گونه از مباحث عقلى مسموع نيست زيرا بازگشت آن به تناقض است , بر خلاف مباحث نقلى كه تخصيص عام يا تقييد مطلق را مى پذيرد , و گاهى آن را تاييد عموم يا اطلاق در مورد تخصيص يا تقييد مى داند
آنچه راجع به صيانت بعضى از آراء بشرى درباره معارف دينى تاكنون به اجمال بيان شد و تفصيل بخشى از آن در متن كتاب خواهد آمد , دو مطلب است : اول , در صورتى كه علوم متعارفه يعنى اولى و بديهى به شكل منتج منطقى تبيين شود , چون از لحاظ ماده و صورت واجد شرائط افاده يقين است , قطع مطلق ثابت حاصل مى گردد و از گزند هر گونه زوال مصون است دوم آنكه اگر گرد دگرگونى بر تمام افهام بشرى مى نشيند , فهم بشر درباره متن دين يعنى اصول پنجگانه گذشته و مانند آن متحول خواهد شد , و چون اين تالى باطل است , چرا كه صاحب فرضيه تحول معارف دينى آن را نمى پذيرد , پس مقدم آن هم باطل خواهد بود سومين مطلبى كه مى توان بر دو مطلب مزبور افزود اين است كه ظواهر برخى از نصوص دينى حاكى است معارف دينى همانطور كه توسط فرشتگان امين معصومانه به قلب مطهر رسول اكرم ( ص ) وارد شد , به همان اصالت و طهارت از حوزه رسالت پيامبر گرامى بدون افزايش يا كاهش به متن جامعه بشرى ابلاغ شد و مردم همان مطالب واقعى را بدون زياده و نقيصه دريافته اند گرچه از آن مرحله به بعد كه حجت خدا تمام شد و متن احكام به جامعه ابلاغ شد , توده بشر در قبول يا نكول و در تحريف يا عدم آن تكوينا آزاد و تشريعا ملزم به قبول و حفظ اند
دليل نقلى كه عهده دار تامين اين مطلب سوم است همانا آيه ٢٨ ٢٧ سوره جن مى باشد([ : فانه يسلك من بين يديه و من خلفه رصدا