شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٤١ - مسانخت علم و ايمان
علم به غيب به دو گونه حاصل مى شود , هر چند كه جمع اين دو ممكن است , اول از
آن دو علم استدلالى و يقين حصولى است كه با برهان حاصل مى شود دوم , علم شهودى و
حضورى است , نظير آنچه كه قرآن كريم به آدميان وعده داده و مى فرمايد[
كلا لو تعلمون علم اليقين لترون الجحيم
امير مومنان على عليه السلام در خطبه متقين علم آنها را بدينسان وصف مى نمايد
[
هم و الجنه كمن قدراها
] ( ٥٠ ) يعنى پارسايان گويا بهشت و اهل آن را ديده اند
اين گونه علم به غيب نظير آن علمى است كه حارث بن مالك نسبت به بهشت و
بهشتيان و نسبت به دوزخ و دوزخيان داشت ( ٥١ )
ايمانى كه از اين علم شهودى نشئت مى گيرد گرچه در ديده ديگران ايمان به غيب
است ليكن نسبت به آن شخصى كه اهل شهود و حضور است ايمان به شهادت است او
حقيقت غيبى را بالعيان مشاهده مى كند و به آن ايمان مى آورد , او بهشت و دوزخ و
اهل آن دو را مينگرد , و به وجود آنها مومن مى گردد
مسانخت علم و ايمان برخى را گمان بر آن است كه ايمان از سنخ عطش و عشق است لذا آن را با علم و
دانش نسبت و سنجشى نيست اين گمان را به دو معنا مى توان حمل كرد :
اول اين است كه مراد همان باشد كه ايمان بر دو گونه است ايمان استدلالى كه به
برهان علمى حاصل مى شود و ايمان شهودى كه
] تكاثر ٥ يعنى اگر علم اليقين داشته باشيد بدون شك دوزخ را نيز خواهيد ديد