از طريق تهذيب دل و شهود واقع حاصل مى شود , و در اثر شدت آميختگى اينگونه از
علمها با ايمان تفكيك آنها از يكديگر دشوار بنظر مى رسد اين گمان گرچه درست
است , ليكن بدان معنا نيست كه ايمان مومنان خالص و ايمان انبياء و اولياء با
علم , بيگانه و يا آن كه از برهان بى بهره است مثلا انسان با اخلاص , همه
موجودهاى امكانى را محتاج مى بيند و مشاهده مى نمايد كه فقط خداوند است كه دست
نياز نيازمندان را گرفته و حاجت آنها را بر طرف مى نمايد و اين حقيقت را
مى بيند كه[
ما من دابه الا هو اخذ بناصيتها
| ] هود | ٥٦ يعنى هيچ جنبنده اى نيست جز آن كه خداوند زمام او را به كف گرفته |
است
حقيقت هر موجود امكانى چون عين نياز و ربط محض است هرگز بدون مشاهده آن
موجود غنى كه نياز همگان را پاسخ مى گويد , ديده نمى شود , از اينرو مقتضاى فطرت
آدمى اين است كه در چهره جان خود خداوند را مشاهده كند به همين دليل است كه
خداوند مى فرمايد[
فاقم وجهك للدين حنيفا فطره الله التى فطر الناس عليها
| ] روم | ٣٠ يعنى چهره خويش بر آن آئين استوار ساز كه فطرت آدمى بر آن آفريده |
شده است
مراد از وجه و چهره در اين آيه همان چهره جان است كه قادر به نظر بر وجه
خداوند سبحان است , با همين چهره است كه انسان در قيامت بر پروردگار خود نظر
مى كند
قرآن كريم مى فرمايد[ :
وجوه يومئذ ناضره الى ربها ناظره
| ] قيامت | ٣٣ يعنى چهره هايى است كه در آن روز از شادمانى برافروخته و نورانى |
است اين چهره ها نظر بر جمال پروردگار خود
|