شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٤٤ - مسانخت علم و ايمان
ببرد به آن ايمان نيز نمى تواند بياورد آنچه كه براى او مى ماند تنها يك گرايش است بدون آن كه با ايمان قرين باشد
مريضى كه پس از عمل جراحى احساس عطش مى كند تنها گرايش خود را به آب ادراك مى كند گرچه عدم اثبات تشنگى صادق دليل بر عدم عطش او نيست ليكن احساس عطش او دليل بر صدق آن نمى باشد , و به همين دليل تا آن گاه كه به صدق آن پى نبرد به آن ايمان نمى آورد , تنها در يك صورت انسان مى تواند به گرايشها و يافته هاى درونى خود ايمان بياورد و آن وقتى است كه آن گرايشها و يافته ها معصومانه باشند
توضيح مطلب اين است كه علم حصولى و مفهومى , گاه مطابق با واقع و صحيح است و گاه مخالف آن بوده و خطا مى باشد و راه تمييز صحت و خطاى آن نيز به منطق و ارجاع ادراكات نظرى به بديهى و ضرورى مى باشد
در علم شهودى نيز يافته هاى درونى برخى مطابق واقع بوده و صادق مى باشد و برخى ديگر مخالف با آن بوده و كاذب است , از اين رو مكاشفات و دريافتهايى كه صدقشان ضرورى نباشد نيازمند به ميزانى هستند كه مميز صواب و خطاء آنها باشد , اين ميزان مى تواند كشف معصوم بوده و يا در صورتى كه آن مشهود يك امر كلى باشد ميزان آن برهان عقلى باشد
البته در مورد كشف جزئى مى توان اصل امكان جامع آن را با برهان عقلى ثابت كرد توزين يافته ها و مكاشفات درونى با براهين عقلى همراه با محدوديتهايى فراوان است زيرا كه ره آورد مفهومى مكاشفات غالبا امور جزيى و خاصى است كه فقط كليات آنها در