شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١١٣ - قلمرو اجتماعى دين
است و چه آن هنگام كه در اجتماع زيست مى نمايد و به عبارت ديگر در تمامى ابعاد زندگى فردى و اجتماعى خود نيازمند به آن است , بنابراين ضرورت وجود دين از آن گاه كه اولين آدم پاى به عرصه طبيعت مى گذارد , تا آن گاه كه آخرين آنها از طبيعت رخت بر مى بندد ثابت و برقرار است , زيرا ضرورت دين از لحاظ قرآن كريم تنها براى تامين سعادت اجتماعى و ايجاد جامعه برين و تنظيم روابط متعادل و تدوين قانون حق محور و سائر مسائل مربوط بزندگى جمعى نيست تا شامل اولين فرد زنده روى زمين يا آخرين فرد باقى روى كره خاك نشود بلكه بشر را خواه فرد و خواه جمع نيازمند به دين مى داند و تامين سعادت او را چه در صورت فردى و چه در صورت جمعى مرهون وحى بشمار مى آورد لذا برخى از بزرگترين حكيمان الهى جريان بعثت انبياء را در سياق مساله زهد , عبادت و عرفان يادآور شده و ضمن تبيين قواعد معرف آن از قبيل مدنى بودن بشر و به آن مطلب مهم كه ضرورت وحى براى تعيين راه زاهدان , عابدان و عارفان است پرداختند
قلمرو اجتماعى دين
در مورد آنچه كه دين ارائه مى دهد , دين شناسان نظرهاى گوناگون دارند :
برخى بر اين پندارند كه دين فقط عهده دار رابطه فردى حق و خلق يعنى عبادات , و روابط اخلاقى افراد با يكديگر است , و اما مسائل سياسى , حقوقى , حكومتى از دائره دين خارج بوده و منوط به تشخيص افراد و تصميم عقلى آنها است
گروه ديگر بر اين نظرند كه دين علاوه بر عبادات و اخلاقيات ,