شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١١٤ - قلمرو اجتماعى دين
اصل حكومت را مورد تاكيد قرار داده و اصول حاكم بر نظام اجتماعى و نظام بين المللى را نيز تبيين مى نمايد , اما شكل حكومت و شيوه اداره نظام , امرى است كه به افراد اجتماع واگذار شده است , به عنوان مثال انتصابى بودن حاكم و يا انتخابى بودن آن و هم چنين سلطنتى بودن و يا جمهورى بودن نظام حكومتى و مسائلى از قبيل تك رهبرى و يا رهبرى شورايى همگى امورى هستند كه دين درباره هيچكدام آنها نظر خاص ندارد و تشخيص صواب از ناصواب هر يك از سيستم ها بعهده عقل بشرى است
بعضى ديگر معتقدند كه دين گذشته از آن كه امور عبادى و اخلاقى و اصول حاكم بر نظام اجتماعى را تشريح مى كند , بيان شكل حكومت را نيز بر عهده دارد و آن اينكه نظام جامعه اسلامى نظام امامت و ولايت ميباشد و به نظر گروه خاصى شرط مهم امام جامعه اسلامى همانا عصمت است گرچه ديگران اين شرط را نمى پذيرند
كسانى كه نظام اسلامى را نظام امامت و امت مى دانند و شرط اصلى امام را عصمت مى شمارند در زمان غيبت و هنگام دسترسى نداشتن به امام معصوم سه نظر دارند :
يك نظر اين است كه مردم در هنگام عدم حضور امام معصوم هر نظام را كه خود صحيح بدانند مى توانند اجرا نمايند , به اين معنا كه در زمان غيبت دين را با سياست كارى نيست و از منابع دينى هيچ معنائى كه عهده دار ترسيم سياست كلى عصر غيبت باشد استفاده نمى شود
نظر دوم اين است كه , دين اسلام از آن جهت كه خاتم اديان است همه نيازها را بيان كرده است , لذا چنين نيست كه در اين مقطع