شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣١٩ - نقد نسبيت
نمى باشد زيرا در اتحاد و ترابط نوعى از كثرت و تغاير نه ذهنى بلكه حقيقى و واقعى معتبر است و در وحدت هيچ كثرتى محقق نيست
ترابط نظير تلازم هميشه نشانه كثرت است زيرا هرگاه عينيت و وحدت صادق باشد ترابط و تلازم بى معنا خواهد بود
در رتبه اى كه وحدت محقق و ملحوظ است , نفى و اثبات زندگى و مرگ , در زير پوشش آن مستهلك و فانى اند و از اينرو مجالى براى قضايا و علوم و ارتباط و پيوند بين آنها نيست و آنجا كه اتحاد و فراتر از آن ترابط است كثرت و امتياز با افراد حقيقى اى كه مستقل از ربط و پيوند بلكه محور ربط و پيوند و سابق بر آن مى باشند , موجود خواهد بود و وجود عناصر مستقلى كه خارج از ترابط و سابق بر آن مى باشند , تئورى نظامواره معرفت را كه بر محور ترابط استوار است ابطال خواهد كرد
استدلال ديگرى كه مى تواند براى اثبات ترابط در حدى فراتر از ارائه يك تئورى ابطال پذير اقامه شود , استدلالى است كه بر خلاف استدلال پيشين ناظر به وحدت حقيقى و واقعى نبوده و بلكه به لحاظ مقام اثبات و از طريق وحدت روشن مى باشد , زيرا همانطورى كه قبلا بيان شد هيچ علمى از مقام اثبات مستغنى نيست و منطق روش مشتركى است كه در همه علوم به كار مى آيد
گرچه علوم مختلف را در يك تقسيم ابتدايى به لحاظ روش نيز تقسيم كرده و روش برخى از علوم را تجربى , و برخى ديگر را برهانى و بعضى را شهودى و بعضى را تعبدى و برخى را نقلى گفته اند , وليكن همه آنها در به كار بردن روش منطقى اشتراك دارند كاربرد منطق مختص به علوم حقيقى نبوده و علوم اعتبارى را نيز همانگونه كه پيش