شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٥٦ - معرفت شناسى و تجرد معرفت
به عنوان مثال , گرچه خداوند , فرشتگان و يا پيامبران و نيز اصل شريعت ثابت و مقدس باشد , گزاره هايى كه از بود و نبود خداوند و يا از حكم و قانونى از احكام و قوانين كلى و يا جزيى شريعت , خبر مى دهند , همانگونه كه به عنوان معرفت بشرى فاقد ضرورت و ثبات بوده و احتمال تغيير و دگرگونى در آنها راه دارد , فاقد تقدس نيز مى باشند
از آنجا كه سلب تقدس از لوازم آشكار ديدگاه معرفت شناسى است كه بر مبناى فلسفى نسبيت فهم به داورى معرفت شناسانه و نه فلسفى مى پردازد , و از آنجا كه گرچه نفى ضرورت هاى علمى و دينى بصورت صريح مورد پذيرش او نيست ليكن سلب تقدس , مورد اذعان و تصريح معرفت شناسانى مى باشد كه بر مبناى اصول موضوعى مذكور مشى مى نمايند , بيان ملازمه آن نيازمند به مونه اى زائد نيست , و اگر استدلال و برهانى در اين باره مورد نياز باشد , بر عهده كسانى است كه با حفظ مبناى مذكور به تقدس معرفت دينى قائل بوده و يا وظيفه اشخاصى است كه بر مبناى تجرد و ثبات معرفت انسانى در دفاع از تقدس و پاس از حريم معرفت دينى به دفع شبهاتى مى پردازند كه از ناحيه منكرين تقدس بر آنها وارد مى آيد , و از اينرو بحث بيشتر پيرامون اين مسئله بعد از بيان برخى از آثارى كه اصل موضوعى تجرد و ثبات معرفت دينى در مباحث معرفت شناسى مى گذارد و نيز در هنگام طرح تقدس معرفت دينى بر مبناى مذكور , مطرح خواهد شد
معرفت شناسى و تجرد معرفت
معرفت شناس اگر قائل به تجرد و ثبات معرفت باشد پذيرش وجود معارف ثابت براى او مشكلى را ايجاد نمى كند , ممكن است