شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٣٩ - د انحصار دين به احكام ارزشى و تبعيت قوانين از دانشهاى بشرى
بررسى علمى مى باشند
اگر ما برنامه ريزى و قانونگذارى جهت نيل به ارزشها و اهداف سياسى اقتصادى اسلام را بر عهده دانش حسى و علم تجربى قرار داديم به چه دليل برنامه ريزى جهت اهداف روانى را از اين قاعده استثناء مى كنيم
مگر بين روانشناسى فردى و اجتماعى و جامعه شناسى با علم اقتصاد و سياست تفاوت است , كه برخى از آنها حق برنامه ريزى براى نيل به ارزشهاى اسلامى را دارا هستند و برخى ديگر فاقد آن مى باشند
پس چاره اى نيست جز اين كه همه احكام اسلامى و از جمله احكام عبادى آن را تابع علوم بشرى قرار دهيم و يا اين كه آرمانها و اهداف دينى را در افقى فراتر از سطح علوم حسى و استقرايى بلكه برتر از دانش و فهم حصولى مشاهده كنيم و در اين صورت نه تنها احكام عبادى بلكه مجموعه احكام و مقررات دينى تنها با استعانت از معرفت دينى و با استفاده از كتاب الهى و عترت نبوى قابل فهم و دريافت خواهند بود
تنها در صورت اخير است كه اشكال هاى گذشته دفع مى شود زيرا در اين صورت ضرورت وجود وحى و نياز حتمى انسان به رسالت و نبوت را مى توانيم اثبات كنيم , و اما در صورت اول با توجه به اشتراك همه در فهم ارزشها و آرمانهاى جامع و كلى از يك طرف و عدم امكان اقامه برهان بر صحت و يا بطلان برخى از آنها از طرف ديگر نه ضرورتى براى وجود انبياء احساس مى شود و نه دليل منطقى براى صحت راه آنها اقامه مى گردد