شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٤٩ - فصل يكم ثبات و تحول فهم شريعت
ياد شده است , يعنى برخى حق اند و بعضى باطل , مقدارى ناب و خالص است و مقدار ديگر مشوب , يعنى نسبت به خود كامل اند و نسبت به ساير لوازم و ملزومات ناقص و بهر تقدير چون همه اينها بر آمده از فهم بشرى اند , همانند رود سيال درآمد و رفت بوده و نا آرام اند و مجموعه اين مسائل هويت جمعى و جارى معرفت دينى را تشكيل مى دهد , معرفت شناس درباره راز تحول و رمز ثبات متحول ها و ثابت ها سخن مى گويد بحث در اين است كه فهم شريعت چون غبار آلود بشرى است , همواره در معرض زوال و تحول است , و منشا تحول هم علل و عوامل فراوانى است همانگونه كه فهم طبيعت زوال پذير و نسبى است به معناى خاص نسبيت كه خواهد آمد , فهم درباره شريعت نيز در بستر دگرگونى قرار دارد مثلا مسائلى كه درباره قرآن ارائه ميشود دو قسم است : قسم اول علوم قرآنى و قسم دوم مفاهيم قرآنى علوم قرآنى در اصطلاح به دانشهاى قرآن شناسى مربوط است , مانند معرفت اصل وحى و كيفيت نزول آن و معرفت اعجاز و ميز آن از فنون غريبه و رابطه معجزه با صدق مدعى نبوت و نظاير آن كه براهين عقلى عهده دار بسيارى از آنهاست , و شواهد نقلى بعنوان تاييد , نه تعليل كه مستلزم دور است , درباره آنها مطرح مى گردد مفاهيم قرآنى در اصطلاح به دانش هاى مضمون شناسى بر مى گردد , مانند استنباط احكام دينى از قرآن كه ظواهر قرآنى عهده دار آنها بوده و شواهد عقلى بعنوان تاييد و گاهى نيز بعنوان تعليل آنها بكار مى رود در اينجا[ فهم درباره شريعت] به منزله قسم اول بوده و فهم از شريعت به مثابه قسم دوم مى باشد فهم درباره شريعت مانند ادراك اصل لزوم دين و نزول آن از جانب خداوند سبحان , و علم به حق بودن دين نازل , و ادراك به خالص و كامل بودن دين حق , و فهم به ثابت و مقدس بودن دين خالص و كامل همه از شمار فهم بشرى است كه جهت شناخت شريعت ارائه مى شود , و[ فهم از شريعت] مانند ادراك آسمان هاى