شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٢١ - الف قرآن , عترت و استمرار اجتهاد
اينرو فقيه موظف است با آگاهى تمام نسبت به پديده هاى نوينى كه همراه با گذر تاريخ در زندگى اجتماعى بشر پيدا مى شوند احكام مربوط به آنها را نه بر اساس پندار و سليقه خود بلكه با استعانت از اصول و قواعد القاء شده از ناحيه شارع دريافت نمايد البته اين نكته هست كه تشخيص قواعد فقهى بر اساس كتاب و سنت و خصوصا تمييز آنها از احكام ولائى كه توسط پيامبر و ائمه معصومين در طول حيات اقتصادى و سياسى آنها صادر شده است , كارى ظريف و عظيم است , اما عظمت و ظرافت كار كه محتاج به كاوش دقيق و تفكر عميق پيرامون الفاظ , عبارات و نيازمند به اشراف , بر ابواب مختلف فقه است , هرگز مسوغ كوتاه كردن دست شريعت و وحى نسبت به احكام اقتصادى و يا سياسى اجتماعى نمى باشد , زيرا تك تك اين اعمال قبل از آن كه اثر سياسى و يا اقتصادى خود را بر طبيعت همجوار آشكار نمايند اثر تكوينى خود را بر عالم ملكوت و جبروت و بر سير صعودى انسان اعمال خواهند كرد , و به همين دليل است كه شناخت اين احكام همواره محتاج استعانت از معرفت دينى است
ولايت مستمر نيز شرط ديگر كمال دين است , دين بدون ولايت , دين بدون سياست است , و دين بدون سياست ناقص است
ولايت تنها قوه مجريه احكام سياسى نيست بلكه رهبرى و حكم كردن جهت تنظيم روابط و تقديم اهم و مهم و چاره انديشى صحيح در ظرف تزاحم احكام و مصالح و ميباشد
توضيح مطلب اين است كه احكامى را كه اسلام مقرر دانسته است متعلق به فرشتگان و نشاه تجرد نيست بلكه متعلق به انسان و