شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٤٨ - توسعه دانش و دوام دين
برخوردارند
تمايز و تغاير ميان علوم ثابت و متغير موجب مى شود كه حركات و دگرگونيهاى واقع در يك حوزه نسبت به حوزه ديگرى بى اثر باشد , به همين دليل است كه تغييرات علوم استقرايى و تبديلات فرضيه هاى مربوط به عالم طبيعت نسبت به علوم الهى و علوم مربوط به جهان غيب تاثيرى ندارد
ممكن است تبديل برخى از فرضيه ها آثار فراوانى در علوم طبيعى ايجاد كرده و به عنوان مثال حركت را از آسمان به زمين و سكون را از زمين به آسمان منتقل نمايد زيرا عده اى بر آن پندار بودند كه سپهر حركت دارد و زمين ساكن و گروه ديگر به اين نتيجه رسيدند كه زمين حركت دارد و موجودهاى سپهرى مانند خورشيد ساكن هستند ليكن هيچ يك از اين فرضيه ها در طول حيات خود نسبت به علم آدمى به غيب و ايمان او به آن نقشى تعيين كننده نداشته و ندارد البته علاوه بر اين گونه از تغييرات علمى كه منجر به رويارويى قضايا و تناقض و تهافت و در نهايت حذف و تعديل آنها مى گردد , دو نوع ديگر از تغيير علمى وجود دارد , ليكن اين دو نوع كه مشترك بين علوم حسى و فرضى با علوم غيبى است مانع از ثبات و دوام قضاياى علمى نبوده بلكه لازمه صحت و ثبات و نتيجه بسط و گسترش آنها مى باشد
آن دو نوع يكى تحولات عرضى و ديگر تحولات طولى علوم است
گاه انسان به يك ضلع از معلوم پى مى برد و از آن پس به ضلعى ديگر از آن عالم مى گردد اين گونه از تحولات عرضى است و گاه با كنكاش پيرامون مطلبى كه سابقا فهميده است به مطلبى دقيق تر از