شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٤٠٥ - حكمت نظرى و حكمت عملى
مى باشد بهمين دليل است كه سفره تغذيه انسان همانند سفره گياهان گسترده و عام نيست بلكه منوط به مشاركت و هميارى انسانهاست ضرورت كيفيت زيست انسانى , وى را نيازمند به مشاركت با ديگران مى كند
استخدام طبعى و خدمت عقلى
انسان در ابتداى كار مى كوشد تا از انسانهاى همجوار خود همانند حيوانات و نباتات , و جمادات بهره ببرد , اين تسخير يك جانبه همان استخدام و استثمار است , ليكن چون انسان توقع متقابل همنوع خود را مى يابد ناگزير به خدمت متقابل تن مى دهد اين تمكين دو جانبه در نهايت به صورت قانون اجتماعى سازمان مى يابد , از اين بيان چنين استفاده مى شود , كه انسان مدنى بالطبع نيست , بلكه مستخدم بالطبع است و اما آنچه كه خوى سركش استخدام را سازمان بخشيده و آن را تحت ضابطه و قانون در مى آورد , عقل است , پس عقل انسان منشا پيدايش آداب , رسوم , سنن , قوانين و حقوق اجتماعى است
در ميدانى كه هر كس مى كوشد تا ديگرى را تضعيف نموده و از او بهره ببرد , عقل در مى يابد كه با استخدام يك جانبه ادامه زندگى غير ممكن است از اينرو ضرورت خدمت متقابل , و تبعيت از قانون و نظم را درك كرده و آدمى را به رعايت آن فرا مى خواند
حكمت نظرى و حكمت عملى
وساطت عقل در ارائه سنن و قوانين اجتماعى منشا اختلافات و