شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٩١ - نقد نسبيت
نمى پذيرند , گرچه آن تحولها معارف عميق فراوان بشرى را بهمراه داشته و در تعيين سرنوشت بخش وسيعى از كارهاى انسانى سهم بسزائى داشته باشند به همين دليل است كه عليرغم تحولاتى كه در تبيين علل قريب و بعيد امور طبيعى و چگونگى انتظام و حركت آنها ذكر ميشود , آسيبى به برهان نظم و برهان وجوب و امكان وارد نمى گردد
اگر تغيير و تحولى در اين سرى از مباحث ايجاد مى شود , تنها از طريق مبادى مختص به آنهاست
تحول در مباحث فلسفى حركت و بسيارى از مباحث هستى شناسانه نفس كه به تبيين حركت جوهرى و حدوث جسمانى و بقاء روحانى منجر شده تنها مرهون كاوشهاى فلسفى اى است كه در اصول و مبادى آن مسائل انجام شده است چه اين كه ترقيق عليت و ارجاع آن به تشان كه مبين وحدت شخصى وجود و ارجاع تشكيك در مراتب وجود به درجات نمود آن است نيز از زمره تحولات فلسفى است كه ربطى به علوم جزيى كه متاثر از آنها نمى باشند ندارد
بايد توجه داشت اين گونه از تحول نيز همان گونه كه اشارت رفت تحولاتى نيست كه در نفس علم واقع شود , بلكه تحولات نفسانى عالم است كه در طى مراتب دانش با گذر از مقدمات علمى خاص و بر اساس نظم و نضدى مشخص حاصل مى شود , و اين همان نكته اى است كه مى تواند به صورت دليل مستقلى بر بطلان بسيارى از تمثيلاتى كه براى بيان پيوستگى و حركت متقابل تمامى علوم مورد استفاده قرار مى گيرد ارائه شود شرح اين مطلب به صورت مستقل در اشكال بعد ذكر مى شود