شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٩٠ - نقد نسبيت
اشكال دهم :
دليل ديگرى كه بر بطلان ادعاى ترابط همه علوم و تشبيهات شاعرانه آن ذكر مى شود , نيافتن ارتباط در بين برخى از علوم است , اين نيافتن به معناى نديدن نيست تا گفته شود معرفت مربوط به ذهن است و امرى محسوس نيست تا به چشم آيد , بلكه به معناى اين است كه پس از بررسى و مقايسه بسيارى از معارف در مى يابيم كه بود و يا نبود برخى از آنها نسبت به بعضى ديگر بى تاثير است عدم تاثير و تاثر متقابل در ميان برخى از علوم كافى است تا بطلان تمثيل نظامواره معرفت را آشكار نمايد , زيرا آن موجبه كليه اى كه در مقام ادعاى جمعى بودن هويت معرفت ذكر مى شود با يك سالبه جزيى نيز نقض مى گردد
نمونه هاى بسيارى از استقلال برخى از علوم نسبت به بعضى ديگر مى توان ذكر كرد از آن جمله مباحث فلسفى است كه پيرامون وجود محرك غير متحرك مطرح مى شود , زيرا انتقال حركت از آسمان به زمين و يا از زمين به آسمان چنانكه قبلا اشاره شد اثرى در مباحث آن ندارد , و يا وجود ناظم و استدلالهاى مربوط به آن حقيقتى است كه بود و يا نبود نظام هاى خاص نسبت به آن بى تاثير است , و يا وجود اصل عليت كه مباحث خاص علمى و يا صحت و سقم شيوه هاى مختلف درمانى نسبت به آن يكسان است
دليل مطلب اين است كه اين سرى از قوانين لازمه مشترك براى آن دسته از امورى هستند كه نسبت به آنها يكسانند , بديهى است كه در چنين مواردى آن علومى كه درباره لازمه مشترك آنها بحث مى نمايند از تحولاتى كه در علوم مربوط به آن امور بحث مى نمايند تاثير