شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٣١ - د انحصار دين به احكام ارزشى و تبعيت قوانين از دانشهاى بشرى
اشكال چهارم :
مدعيان ديانت در غرب با اتخاذ اين نظر قصد دارند از طريق جدا كردن قلمرو دين از دانش , دين را از حمله هائى كه از ناحيه علم انجام مى شد مصونيت بخشيده و ثبات و دوام آن را تامين نمايند بلكه به پندار خويش جايگاه برتر آن را تثبيت كنند
توضيح مطلب اين است كه آنها چون تصور صحيحى از مبدء و معاد نداشتند با محدود پنداشتن خدايتعالى و فعل او , اشياء جهان و افعال مخلوق ها را در عرض و يا در رديف ذات و فعل خداوند دانسته و از اينرو فعل و كار خداوند را در آنجا جستجو مى كردند كه از ربط على پديده ها با يكديگر عاجز مانده باشند
دلايلى كه از طريق امور خارج از حوزه تبيين علوم , بر اثبات وجود خداوند اقامه مى شد با بسط و توسعه فرضيه هاى علمى همواره در معرض تزلزل و سقوط بود , براى گريز از اين تزلزل و همچنين براى تحكيم موضع دين در برابر هجوم مدعيان فلسفه هاى علمى , نظريه جدايى قلمرو ارزش از دانش مورد استقبال قرار گرفت
آنها با پذيرفتن اين نظريه كوشيدند تا با الحاق قضاياى دينى به قضاياى ارزشى رقابت ميان علم و دين را يكسر فيصله دهند غافل از اين كه رفع اين رقابت كه به قيمت خلع سلاح كردن دين انجام مى شود هرگز دين را از معرض قضا و داوريهاى علمى خارج نمى كند
علم با استقلالى كه در طرح فرضيه ها براى خود قائل مى شود , مى تواند بدون آن كه مدعى طرح ارزشى خاص باشد درباره زمينه هاى مختلف پيدايش , بسط و يا قبض ارزشهاى گوناگون قضا و داورى