شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٣٠ - د انحصار دين به احكام ارزشى و تبعيت قوانين از دانشهاى بشرى
هر گروهى از انسانها در طلب گرايشهاى مختص به خود , نظام ارزشى خاصى را تبليغ مى كنند بدون آن كه دليلى بر حق بودن راه خود يا بطلان راه ديگران داشته باشند و اين معنا از باب سالبه به انتفاء موضوع است يعنى اصلا قابل اثبات منطقى يا ابطال عقلى نيست
از اينرو اگر دين تنها مبين و مبلغ يك نظام ارزشى متناسب با گرايشهاى خاصى باشد هيچ راهى براى دفاع از آن بگونه اى كه صحت آن و بطلان ديگر اديان اثبات شود وجود ندارد بنابراين كسى كه از اسلام دفاع مى كند تنها مى تواند بگويد من فعلا اين نظام ارزشى را مى پسندم
براى رهايى از اين تنگنا چاره اى جز نقد ديدگاه حس گرايانه اى كه مبناى آن را تشكيل مى دهد و تنبه به ارزش معرفتى شناخت عقلى نيست زيرا اگر بر مبناى تفكر عقلى نبوت با همان گسترش مطرح گردد , نظام ارزشى دين نيز به طور كامل قابل دفاع خواهد بود
اشكال سوم :
اشكال ديگر اين است كه لازمه اين نظر بى توجهى به حيثيت صدق و يا كذب قضاياى متافيزيكى و يا تاريخى اديان و ارجاع صحت و سقم بخش آزمون پذير اين قضايا به تاييد و يا تكذيب علوم حسى مى باشد و حال آن كه دين نه به عنوان يك گرايش متزلزل و ناپايدار بلكه به عنوان يك ايمان ثابت و استوار متفرع بر اثبات اعتقادهائى است كه مبلغ آن است مانند اعتقاد به مبدء و معاد و يا اعتقاد به فرشتگان , بهشت , دوزخ , كتب و رسولان الهى