شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٢٨ - د انحصار دين به احكام ارزشى و تبعيت قوانين از دانشهاى بشرى
غير ارزشى اى كه بگونه اى از طريق آزمون در معرض حواس انسان قرار نگيرند , از دست دادند , زيرا در اين جهان نگرى گرچه قوانين علمى همگى پندار و بافته ذهن آدمى هستند ليكن تنها آن دسته از پندارها شايستگى عنوان علمى را پيدا مى كند كه از طريق حس آزمون پذير باشند
بدين ترتيب قضاياى ارزشى تنها بيانگر گرايشهاى اشخاص هستند , اين گرايش ها كه امور كاملا فردى و شخصى هستند بدون آن كه تابع يك روند منطقى و علمى باشند تحت تاثير عوامل گوناگون ايجاد مى شوند و در اثر موانع مختلف از بين مى روند از جمله آن عوامل مى تواند بسيارى از اسطوره ها و پندارهايى باشد كه منشا اثر در نفس انسان هستند , به همين دليل است كه داستانهاى دينى و يا قضاياى متافيزيكى عليرغم غير علمى بودن مى توانند به دليل كاركرد ارزشى خود مورد استفاده قرار گيرند
در دامن اين تفكر انبياء و قضاياى دينى آنها به عنوان اساسى ترين عوامل تاريخى در شكل گيرى ارزشهاى بشرى مورد توجه قرار مى گيرند
از اين ديدگاه حركت انبياء نه يك حركت علمى بلكه يك حركت صرفا ارزشى است ليكن اين مسئله دليل بر بى اعتبار بودن نقش اجتماعى آنها نيست , زيرا ارزشها كه حاكى از گرايش هاى افراد هستند نقش حاكم را در رفتار و اعمال فردى و اجتماعى انسانها بر عهده دارند , بلكه جهت دهنده دانش ها و خط دهنده علوم نيز هستند
به عبارت بهتر , قضاياى ارزشى گرچه از حوزه علوم خارجند