شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٨١ - فصل چهارم احياء معرفت دينى
كشف خلاف در ساير موارد استناد نيز ضررى نمى رساند
بعد از روشن شدن معناى دو عنصر از عناصر محورى بحث يعنى ولايت دينى و توسعه قلمرو دينى نوبت به شرح عنصر سوم مى رسد و آن معناى معرفت دينى است معرفت مقلدانه بطور اجمال كه بهره توده مردم است , فعلا خارج از بحث ماست زيرا آنچه از توده مردم انتظار مى رود احياى دين و بخش اجراء و عمل به معروف و پرهيز از منكر و مانند آن است , تا با دست توانمند آنان و ديگران حريم دين از گزند تهاجم بيگانگان مصون بماند البته تقليد و اجمال فهمى آنان بايد به تحقيق و تفصيل يابى ايشان منتهى گردد تا در تقليد مقلد نباشند و در اجمال به دام ابهام نيافتند
آنچه در حريم بحث كنونى قرار دارد همانا معرفت محققانه است كه مجتهدان متعهد عهده دار آن مى باشند بعد از وضوح وسعت منطقه علوم اسلامى و روشن شدن شعاع وسيع علوم دينى , معلوم مى شود آنچه از پيشوايان معصوم ( ع ) رسيده كه[ علينا القاء الاصول اليكم و عليكم بالتفرع ] ( ٤٠ ) ناظر به اجتهاد در تمام رشته هاى علوم اسلامى است نه فقط فقه , بلكه بايد گفت اصول و كلمات جامعى كه قرآن و حديث درباره جهان و عالم و آدم و نيز ترسيم خطوط اصلى جهان بينى در بر دارند , هرگز كمتر از روايات فقهى نيست و همانطور كه با استمداد از قواعد عقلى و قوانين عقلايى بعضى از نصوص دينى مورد بحث اصولى قرار گرفت تا كليد فهم متون فقهى شود , لازم است با همان ابزار برخى از نصوص دينى ديگر كه بعنوان ابزار شناخت عالم و آدم صادر شده اند , محور بحث و فحص قرار گرفته و ابزار مناسب شناخت مجتهدانه علوم و فنون ديگر تبيين شود و آنگاه به نصوص وارد درباره جهان بينى , تاريخ , سيره , اخلاق , صنعت و مانند آن پرداخته شود
هرگز نبايد توقع داشت كه معناى اسلامى بودن مثلا علم طب آن