شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٨٠ - فصل چهارم احياء معرفت دينى
مسايل فراوانى كه در اين گونه موارد مطرح شده است يا به عنوان ادراك اصل جامع و استنباط فروع آن صورت پذيرفته يا از امضاء قوانين عقلاء كه در مراى و مسمع صاحب شريعت بوده و مورد نقد و ردع قرار نگرفته است زيرا در اسلامى بودن يك مطلب دو عامل موثرند : يكى كه اصلى ترين و بنيادى ترين آن محسوب مى شود همانا تاسيس و ابتكار مطلب است و ديگرى كه به نوبه خود جنبه دينى مى يابد , همان تنفيذ و امضاء قرارهاى مردمى است تا با اصول ارزشى و قواعد دانش اسلامى مغاير نباشد
توجه بدين نكته لازم مى نمايد كه معيار اسلامى بودن يك علم آن نيست كه در حوزه علميه تدريس گردد , زيرا اين ضابطه نه مانع است و نه جامع و ممكن است بعضى از علوم اسلامى در خارج حوزه تدريس شود و بعضى از علومى كه ذاتا صبغه اسلامى ندارد ولى مقدمه فراگيرى علوم اسلامى است مانند ادبيات كه مقدمه نشر آثار ضد اسلامى هم هست در حوزه تدريس گردد چنانكه كسى كه با زعم فائل و راى آفل خود به مبارزه در قبال تحدى قرآن كريم پرداخت نيز از فنون ادبى عرب مدد جست پس اگر اصول فقه از علوم اسلامى است چنانكه هست بسيارى از علوم انسانى ديگر و نيز علوم تجربى را مى توان از علوم اسلامى محسوب كرد در اين صورت درجه استناد مضامين آنها به اسلام همانطور كه در متن كتاب آمده است مرهون درجه علمى آنها هست , يعنى اگر ثبوت علمى آنها قطعى باشد استناد آنها به اسلام يقينى است , يعنى اگر ثبوت علمى آنها قطعى باشد استناد آنها به اسلام يقينى است , و اگر ميزان ثبوت آنها ظنى باشد مقدار اسناد آنها به اسلام در حد مظنه است , و اگر ثبوت آنها احتمال صرف و مرجوح باشد اسناد آنها به اسلام نيز در همين حد است نظير استنادهاى گوناگون مسائل فقه و اصول فقه و تفسير و سيره و اخلاق و ساير علومى كه در علوم تجربى يا رياضى هرگز زيانبار نيست , چنانكه