شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣١٢ - نقد نسبيت
علوم از يكديگر و ربط و پيوند متقابل همه دانشها را به عنوان يك تئورى فرضى عرضه نموده و مدعى مى شود كه اگر ما در برخى از علوم تاكنون تغييرى نديده اين دليل بر عدم ارتباط و پيوند آن علوم با ديگر علوم متغير و در نتيجه گواه بر ضرورت ثبات آنها نمى باشد زيرا ربط امرى محسوس نيست تا نديده شاهد بر نبودن شمرده شود پس احتمال تغيير در آن علوم هر چند در آينده اى دور نيز مى رود
گفتار فوق در صورتى مى تواند خالى از خدشه باشد كه احتمال مذكور در عبارت اخير آن به معناى امكان ذاتى , استعدادى و نظير آن نباشد بلكه به معناى اخبار از جهل و نادانى صاحب تئورى باشد , زيرا در اين صورت اخبار صادق خواهد بود
توضيح آنكه احتمال در اين معنا مرادف با[ لست ادرى] است كه حكماى اسلامى مانند بوعلى و خواجه نصيرالدين طوسى از آن در اشارات و شرح اشارات با عباراتى نظير[ كل ما قرع سمعك من العجائب فذره فى بقعه الامكان] ٧٤ ياد كرده اند
عمده اشكال از اينجا ناشى مى شود كه صاحب تئورى از محدوده دانش و علم خود خبر نداده و مدعى امكان ذاتى تغيير براى علوم خارجى مى گردد , و اين امكان ذاتى كه با يك واسطه به بيان مذكور در شرح حكمت متعاليه به امكان استعدادى تبديل مى شود , در نهايت به صورت امر بالقوه اى خود را نشان مى دهد كه در آينده بالفعل مى گردد , و اين همان ادعايى است كه به دليل همراهى با سلب ضرورت و امتناع خارجى از گزاره هاى علمى با تمامى اشكالات ياد شده , بى آنكه تاب مقاومت داشته باشد , درگير است
شگفت آنكه گاه با ارائه موارد جزيى از همراهى حركتهاى