شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٢٩ - نقد نسبيت
مربوط به موضوع آن مسائل به گونه اى برهانى ثابت است , مانند آنچه كه در باب مطهرات و يا در باب خسوف و كسوف و نماز آيات و يا در مسائل مربوط به طلوع و غروب خورشيد , وجود دارد زيرا ديدگاههاى مختلف طبيعى در مورد اين مسائل كه بر اساس فرضيه هاى گوناگون زمين محورى و يا خورشيد مركزى حاصل شده و يا بر طبق ديدگاههاى مختلف درباره چگونگى حركت نور شكل مى گيرد , هيچ يك بر حكم فقهى اى كه بر لازم مشترك آنها باز مى گردد اثر ندارد
علم منطق نيز با تمام مسائل متنوعى كه دارد نسبت به ساير علوم , اعم از علوم حقيقى و اعتبارى و يا علوم نخستين و يا علوم ديگرى كه از نظر به علوم نخستين حاصل شده و در رتبه هاى بعدى واقع مى شوند , هيچ پيوند و ارتباط دو جانبه اى ندارد به اين معنا كه تغييرات مربوط به ساير علوم و توسعه و بسطى كه در مسائل طولى و عرضى آن علوم پيدا مى شود و يا حركتهايى كه در جهت كاستن از خطاهاى علمى و وصول به مراتب علمى جديد در علوم مختلف ايجاد مى شود , به دليل آن كه منطق بر لوازم مشترك آن مسائل و حركتهاى علمى مربوط به آنها بنيان نهاده شده است , و از نظر به لوازم مشترك آنها حاصل مى گردد , هيچ يك از آن تغييرات و تحولات نمى تواند منشا تغيير و دگرگونى در علم منطق شود
حركتهاى متنوع ذهنى در دايره هر يك از علوم هر شكل و صورتى را كه به خود بگيرند , و از هر نوع ماده اى كه استفاده نمايند , يعنى حتى آن گاه كه به قصد خطا طريق مغالطه و اشتباه را بپيمايند , در چهارچوب قاعده اى از قواعد منطقى خواهند بود زيرا منطق همانگونه كه پيش از اين گذشت تنها عهده دار تبيين حركتهاى