شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٢٥ - نقد نسبيت
منطق گرچه به عنوان علم آلى از نوعى نظاره بر حركتهاى علمى ساير علوم حاصل مى گردد و ليكن از آنجا كه خود يك دانش بشرى است از اصول موضوعه مختص به خود برخوردار بوده و به نوعى داد و ستد با برخى از گزاره هاى ديگر علوم و نه با همه آنها مى پردازد و در چهارچوب اصول موضوعى و يا قضاياى بين خود , بسط و توسعه مستمرى را در جهت تحصيل گزاره هاى منطقى جديدى كه در طول و يا در عرض گزاره هاى پيشين بوده و يا كاستن از خطاهايى كه از آغاز جز خطا نبوده , دنبال مى نمايد بنابراين اخبار از توسعه منطق در بخشهاى ظنى مواد كه از زمينه كاربردى و عملى بيشترى برخوردارند , منافى با ضرورت و ثبات ديگر بخشهاى منطق در صورتى كه به گونه اى صحيح به اصول بين و ضرورى ختم شوند , نمى باشد
اين بيان درباره منطق و نقش آن نسبت به ساير علوم نشاندهنده آن حقيقت است كه حركتهاى علمى نه تنها در بخش صورى كه مورد اذعان همگان است بلكه حتى در بخش مادى نيز ناگزير از رعايت قواعد و ضوابط منطقى هستند
شمول و گستردگى منطق نسبت به حركتهاى ذهنى انسان آنگاه بهتر آشكار مى شود كه به اين حقيقت نيز توجه شود كه منطق تنها عهده دار تبيين چگونگى سلوك برهانى ذهن در بخش صورت و ماده نيست بلكه مبين حركتهاى جدلى , خطابى , شعرى و حتى حركتهاى مغالطى نيز مى باشد , پس نمى توان مدعى شد كه علوم تنها در مقام تعريف و وقتى كه به صورت كامل , خالص و حق عرضه مى شوند در ارتباط با منطق قرار دارند
حركت فكرى شعرى , خطابى , جدلى نظير حركتهاى فكرى