شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٩٥ - نقد نسبيت
اين مثال در مورد قواعد حركت نفس عالم در زمينه مفاهيم عقلى و علمى است و وقوع اين حركت هرگز به معناى متحرك بودن مفهوم خبرى كه حكايت از تاريخ تولد سعدى مى كند نيست , زيرا آن مفهوم به شهادت حكايتى كه از خارج دارد مفهوم ثابتى است كه هرگز تغييرى در حريم آن راه نمى يابد , عالم براى نيل به اين مفهوم بايد مقدماتى را طى نمايد , روش و قانونى كه چگونگى طى اين مقدمات را براى رسيدن به آن مفهوم بيان مى كند , روش و قانونى است كه علم منطق عهده دار تبيين آن است
قوانين منطقى نسبت به همه حركتهاى استنتاجى ذهن اعم از آن كه در دايره علوم حقيقى و يا اعتبارى باشند جريان دارند , تفاوتى كه در مورد علوم حقيقى و اعتبارى در استفاده از منطق وجود دارد , اعتبارى بودن موضوعات و محمولات مسائل آن علوم و در نتيجه اعتبارى بودن استدلالهاى آنها است
بنابراين در علوم اعتبارى نيز از منطق در محدوده اعتبارات مربوط به آن علوم استفاده مى شود مثلا در ادبيات در جمله[ ضرب الله مثلا] كلمه مبارك[ الله ] را مرفوع مى خوانند و بر آن بدينگونه استدلال مى كند , كه[ الله] در اين جمله فاعل است , و هر فاعل مرفوع است پس[ الله] مرفوع مى باشد , و صرف اشتراك در راه اثبات مانند تواتر , دليل ترابط معرفتها نيست و گرنه بدون هيچگونه ترديدى تمام معرفت هاى كلى و جزئى حتى مختلف و متخالف و متضاد و متناقض ارتباط تنگاتنگ با يكديگر دارند زيرا همه آنها با قياس و شكل اول مثلا اثبات يا رد مى شوند و تفصيل آن در فن منطق است
در منطق اين قانون اثبات مى شود كه روش قياس روشى است